۲۶ - شکوهها دارم من از جُور فلک
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۳
شِکوهها دارم من از جُور فلک
۴
جرئتی کو تا بگویم یَک به یَک؟ (۱)
۵
این فلک ، بنشسته دور از دسترس
۶
در کمینگاهش ، نیندیشد ز کس
۷
آه و نفرین در دل او بیاثر
۸
داد اگر خواهی ازو ، کو دادگر؟
۹
در جوالش ، پُر ز سنگ فتنه است
۱۰
سهم هر جُنبنده ، در آن کیسه هست
۱۱
گاه با سنگی سَر این بشکنَد
۱۲
گاه ، داغی بر دل آن میزنَد
۱۳
میکُشد بیجُرم و کس را زَهره کو
۱۴
تا که دادِ خویش بستاند از او
۱۵
نه به کس مِهری ، نه با کس دشمنی
۱۶
خشک و تر سوزد به هر جا خرمنی
۱۷
سینهٔ مَرد و زن و پیر و جوان
۱۸
شد به بازی ، تیر قهرش را نشان
۱۹
زاهد و فاسق و یا مستور و مست
۲۰
کس ز زخم تیغ خونریزش ، نَرَست
۲۱
صحن ِ گیتی جمله قربانگاه اوست
۲۲
بالسویه پیش او ، دشمن و دوست (۲)
۲۳
نیست بر پای اسیرانش ، رَسَن (۳)
۲۴
نیست زخمی ، کشتگانش را به تن
۲۵
آن اسیرش ، بستهٔ زنجیر نیست
۲۶
وین قتیلش ، کُشتهٔ شمشیر نیست (۴)
۲۷
تیغ و بَندش ، هر دو پنهان از نظر (۵)
۲۸
نام اینها را قضا خوان یا قَـدَر
۳۱
***********************************
۳۲
۱ - تلفظ صحیح این کلمه با فتحه « ی » است. هنوز در کشــورهایی مثـل تاجیکستان که به
۳۳
تلفظ کلمات فارسی به صورت اصیل ، مقیدند ، این کلمه را با فتحه « ی » ادا میکنند.
۳۴
حافظ میفرماید:
۳۵
گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم ...... وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک
۳۶
چــرخ برهــم زنم ار غیــــر مــــرادم گــــــردد ...... من نــه آنم که زبـــونی کشم از چرخ فلک
۳۷
۲ - بالسویه: بهطور یکسان و برابر
۳۸
۳ - رَسَن: طناب - بند. در اینجا به معنای رشتهای برای بستن پای زندانی آمده است.
۳۹
۴ - قتیل: مقتول - کشتهشده
۴۰
۵ - تیغ و بند: شمشیر و زنجیر