۳۲ - گر نداری در دهان دندانِ تیز
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۳
گر نداری در دهان ، دندان ِ تیز
۴
یا که پایِ چابکی بهر گریز
۵
با سگان ، لطف و مدارا پیشه کُن
۶
وز گزیدنهایشان اندیشه کُن (۱)
۷
****
۸
یک دو « گُرگانه » ز من پندی شنو!
۹
پندهای بیهمانندی شنو:
۱۰
گر به مهمانیّ گرگی میروی
۱۱
سگ ببر همراه تا ایمن شوی
۱۲
****
۱۳
گر فلک دادست بر گرگی ، زمام
۱۴
ناگزیری تا به او گویی سلام
۱۵
****
۱۶
گرگ را آموز ، درس ِ دوختن
۱۷
کو دریدن داند و جان سوختن
۱۸
****
۱۹
گر بریزد گرگ را دندان ، چه سود
۲۰
ذاتِ مذمومش همان باشد که بود (۲)
۲۳
****************************
۲۴
۱ - اندیشه کردن: بیمناک بودن - نگران بودن
۲۵
۱ - گزیدن: گاز گرفتن - دندان گرفتن
۲۶
سگی پای صحرا نشینی گزید (بوستان سعدی)
۲۷
۲ - مذموم: زشت - ناپسند