بهرام سالکی · مثنوی گرگ نامه

۳۷ - آن فقیر گرسِـنِه ، وقت نماز

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۳
آن فقیر گرْسنِه ، وقت نماز
۴
با خدا کردی چنین راز و نیاز:
۵
گو برای چیست این خیل رسول؟ (۱)
۶
کز نصیحت‌هایشان گشتم ملول
۷
من ز تو کِی خواستم پیغمبری؟
۸
وعدهٔ حوری و حوض کوثری
۹
آدمی ، کِی داشت کمبود نبی؟
۱۰
کِی تقاضا کرد دین و مذهبی؟
۱۱
آنچه را در جُستنش بود آدمی
۱۲
لقمه‌ای نان بود و جانِ بی‌غمی
۱۳
****
۱۴
ای خدا ، جای پیمبر ، نان فرست
۱۵
آنچه کم داریم ، ما را آن فرست
۱۶
جای ارسالِ کتاب از آسمان
۱۷
بذل کن باران برای کِشتمان
۱۸
گوشمان پُر گشته از اندرز و پند
۱۹
پُر کن آغل‌های ما از گوسفند
۲۰
گر بخواهی آدمی آدم شود
۲۱
زحمت پیغمبرانت کم شود
۲۲
رزق او را اندکی کن چربتر (۲)
۲۳
تا نباشد لَنگ قوتی مختصر
۲۴
تا گرسنه باشد این گرگ دو پا!
۲۵
کِی بتابد بر دلش نور هُدی؟ (۳)
۲۶
اندرونش تا بود خالی ز نان
۲۷
معرفت کِی راه می یابد در آن؟ (۴)
۲۸
تا بود درمانده در کسب معاش
۲۹
در پی تنزیه و اصلاحش مباش (۵)
۳۰
با حدیث و قصه ، تعلیمش مده
۳۱
از عذابِ آخرت ، بیمش مَده
۳۲
او نمی‌ترسد ز تهدید جحیم (۶)
۳۳
او نمی‌پوید ، صراط مستقیم (۷)
۳۴
این قـَََدَر آیه بر او نازل مکن
۳۵
می‌دَهَش روزیّ و خون در دل مکن
۳۸
*****************************
۳۹
۱ - خیل: گروه - دار و دسته
۴۰
۲ - چرب کردن: بر مقدار مقرر افزودن
۴۱
۳ - نور هُدی: نور هدایت
۴۲
۴ - اندرون از طعام خالی دار...... تا در او نور معرفت بینی ( سعدی )
۴۳
۵ - تنزیه: کسی را از عیب و آلودگی دور کردن
۴۴
۶ - جحیم: جهنم
۴۵
۷ - پوییدن: به هر سو رفتن و جستجو کردن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.