بهرام سالکی · مثنوی گرگ نامه

۳۹ - از ریا و کذب و نیرنگ و حسد

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۳
از ریا و کذب و نیرنگ و حسد
۴
آدمی در نفرت است و می‌رَمَد
۵
گاه ، خود را روبروی خود نشان
۶
عیب‌های خود ، به خود می‌ده نشان
۷
آنچه پنهان کرده‌ای از خویشتن
۸
عرضه‌اش کن بر بساط جان و تن
۹
منصفانه ، خویش را کن داوری
۱۰
از چه باید ارزیابت دیگری؟
۱۱
کین و کبر و حرص را در خود ببین
۱۲
زین خصایل ، هیچ می‌گردی حزین؟
۱۳
لیکن اینها را به خوی دیگران
۱۴
گر ببینی ، بر تو می‌آید گران *
۱۵
نفْس ِ خود را گاه استیضاح کن
۱۶
گر در او عیبی بُوَد اصلاح کن
۱۷
دیدهٔ خود را مپوشان از خطاش
۱۸
لااقل با خویشتن رو راست باش
۲۱
*****************************
۲۲
* موی بشکافی به عیب دیگران...... چون به عیب خود رسی ، کوری از آن (مولوی)

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.