بهرام سالکی · مثنوی گرگ نامه

۵۹ - آن یکی گفتا که من پیغمبرم

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۳
آن یکی گفتا که من پیغمبرم
۴
در نَبوّت ، از رسولان برترم
۵
گر محمد (ص) خاتم پیغمبریست (۱)
۶
در وثوق این سخن تردید نیست
۷
لیک ، من قدری ازو خاتم‌ترم!
۸
من نبیّ دُور بعدِ آخرم (۲)
۹
مردمان گفتند یک مُعجز بیار
۱۰
تا شویم از جان شما را یار غار
۱۱
گفت: من را نیست وحی و دفتری
۱۲
یا عصایی که بگردد اژدری (۳)
۱۳
لیک فرمان می دهم اشجار را (۴)
۱۴
تا دوان آیند بر درگاه ما
۱۵
حال ، امری می‌کنم بر آن درخت
۱۶
نزد ما آید بدون فُوت وقت (۵)
۱۷
****
۱۸
پس صدا کردی به آوازی رسا:
۱۹
ای درخت ، اینک به پیش ما بیا...
۲۰
این سعادت شد نصیبت ای گیاه
۲۱
تا ز خاک اکنون رَسی بر اوج ماه
۲۲
هر شجر را نیست توفیقی چنین
۲۳
تا که گردد با رسولی همنشین
۲۴
گر پَر ِ پَرواز بخشیدت فلک
۲۵
همتّی کُن ، بال بگشا تا مَلک
۲۶
گر رَسی بر محضر پیغمبرت
۲۷
می‌شود تابان به عالم ، اخترت
۲۸
همگنانت بر تو حسرت می‌خورند
۲۹
بعد ازین نامت به نیکی می‌بَرند
۳۰
****
۳۱
شد ازو اصرار و از سوی نبات (۶)
۳۲
آنچه ظاهر شد سکون بود و ثبات
۳۳
بار دیگر بانگ زد بر آن شجر
۳۴
بانگ کِی دارد اثر ، بر گوش کر؟
۳۵
گر ندایی از حجر بشنیده‌ای (۷)
۳۶
زآن شجر هم جا به جایی دیده‌ای
۳۷
پس نبی گفتا که شاید این درخت
۳۸
تنبل و تن‌پرور است و تیره‌بخت
۳۹
یا که باشد بادِ نخوت در سرش
۴۰
تا کِی این آتش کند خاکسترش؟
۴۱
او چو ما ، گر خُلق نیکو داشتی
۴۲
دست ازین خیره‌سری برداشتی
۴۳
گر چه باشد خودپسند و بَدمنش
۴۴
نیست لایق بهر طعن و سرزنش
۴۵
ما رسولان اهل خودخواهی نِه‌ایم
۴۶
با چنین رفتارها بیگانه‌ایم
۴۷
تا برای این شجر الگو شویم (۸)
۴۸
او نیامد ما به نزدش می‌رویم
۵۱
****************************
۵۲
۱ - خاتم: ختم کننده
۵۳
یکی از القاب حضرت محمد (ص) که پایان دهنده امر رسالت بودند.
۵۴
۲ -... لیس نبی بعدی:... بعد از من پیامبری نخواهد بود.
۵۵
۳ - اشاره به معجزهٔ حضرت موسی که عصایش را به مار تبدیل کرد.
۵۶
۴ - شجر: درخت - اشجار: درختان
۵۷
۵ - از نظر قواعد ادبی ، کلمات « درخت » و « وقت » نمی‌توانند قافیهٔ دو مصرع یک بیت
۵۸
باشند. اما این دو واژه با قرابت آوایی‌شان ، به عنوان قوافی دو مصرع این بیت به کار
۵۹
گرفته شده‌اند و با خوش‌نشینی و هم نوایی‌شان ، اصراری برای تغییر آن نداشتم.
۶۰
نمونه ای از مثنوی مولانا:
۶۱
از کمال طالع و اقبال و بخت...... او ایازی بود و شه محمود وقت
۶۲
۶ - نبات: هر سبزه و درخت که از زمین بروید. در اینجا به معنی درخت آمده است.
۶۳
ز موج بحر کف تو چو نشو یافت نمی...... نبات سدره و طوبی گرفت نشو و نما (عطار)
۶۴
سدره و طوبی: نام دو درخت در بهشت
۶۵
۷ - حجر: سنگ
۶۶
۸ - الگو: ( لغتی به زبان ترکی ) سرمشق - نمونه

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.