بهرام سالکی · غزلیات

۲ - سهم

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بامدادی بلبلی در ناله و فریاد بود
۲
ناله‌های زار او در گوش گل چون باد بود
۳
گفتمش: نشنید گل ، بیهوده می‌نالی چرا؟
۴
گفت: ما را از ازل ، با گل چنین میعاد بود
۵
عیب ما ، در بی‌وفایی ، مدعی را گو: مکن
۶
هر کجا با هر که بنشستیم ، او در یاد بود
۷
جام می چونت بدست اُفتد ، بنوش و غم مخور
۸
خوش سرود مجلس جم ، هر چه باداباد بود
۹
هر کجا شیرین لبی دیدیم در آفاق عشق
۱۰
سرخی لعلش ز خون دیدهٔ فرهاد بود
۱۱
چرخ ،آن روزی که رزق خلق قسمت می‌نمود
۱۲
سهم ما « نانی که از دستش به خاک افتاد » بود
۱۳
عاشقان را صبر باید « سالک » از جورش منال
۱۴
عاشقی را دیده‌ای کز یار خود دلشاد بود؟
۱۸
سال ۱۳۵۵
۱۹
***************************************

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.