بهرام سالکی · اشعار نو

۳ - عجز

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۳
همراه من بیا!
۴
فرصت کمست برای زیستن
۵
و عشق ورزیدن.
۶
تعجیل کن ، که مرگ
۷
در تهاجم سرشارش ،
۸
تقسیم می‌کند ،
۹
« ما » را
۱۰
به غمواژهٔ « من و تو ».
۱۱
آنگاه
۱۲
عاجزانه می‌شکنیم
۱۳
در رعشهٔ سکوت نگاهش.
۱۴
بی آنکه
۱۵
دستی
۱۶
برای نجات و رهایی
۱۷
به سویمان یازد.
۱۸
آری ،
۱۹
انسان ،
۲۰
چه بیکس و تنهاست در محاربه با مرگ!
۲۲
بهار ۱۳۹۰

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.