زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
امیرخسرو دهلوی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۱۳۷۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دل صد پاره که صد جا گرهش بر بستم
۲
نقد عشقی است که در هر گرهی در بستم
۳
جز به خون جگر این چشم گهی بسته نشد
۴
حاصل این بود که من از دل خود بربستم
۵
دلم از خوی بد خویش به زنجیر افتاد
۶
تهمت بیهده بر زلف معنبر بستم
۷
دل من بسته زلفی شد و نگشاید باز
۸
که گشاید که هم از خون گرهش در بستم!
۹
زی خرابات، شدم گفت سبوکش، میزن
۱۰
سر به دیوار که من میکده را در بستم
۱۱
من که پا تابه همت کنم از اطلس چرخ
۱۲
افسر جم نگر این ژنده که بر سر بستم
۱۳
خسروا، عشق در آمد به دلم، مژده ترا
۱۴
که به دم شهپر جبریل منور بستم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.