شمارهٔ ۱۴۹۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
زین پس سر آن نیست که من زهد فروشم
۲
ساقی، قدحی ده که به روی تو بنوشم
۳
جایی که نیرزد به جوی دین درستم
۴
این توبه صد جای شکسته چه فروشم؟
۵
بس پیر خرابات که دیدم به شفاعت
۶
تا باز گشادند در میکده دوشم
۷
اکنون که سرم شد به در میکده پامال
۸
چون بیم دهد محتسب از مالش گوشم؟
۹
بوده ست ز هوش و دلم اندیشه تیمار
۱۰
المنت لله که نه دل ماند نه هوشم
۱۱
رفت آن که مصلا به کتف داشتم، اکنون
۱۲
بازیچه گه مغ بچگان شد سر و دوشم
۱۳
پوشیده بسی خدمت بت کردم و زین پس
۱۴
زنار هوس می کندم، از تو چه پوشم؟
۱۵
چون باز نیامد ز بت و بتکده خسرو
۱۶
اصلاح مزاج سگ دیوانه چه کوشم؟