زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
امیرخسرو دهلوی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۱۷۹۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چون می نرسد دست به پایی که تو داری
۲
کم زانکه شوم خاک سرایی که تو داری
۳
بازند جهان را به یکی داو، بنازند
۴
من هر دو ببازم به دغایی که تو داری
۵
زنهار نجویی دل آزرده ما را
۶
ای باد صبا، گشت به جایی که تو داری
۷
گر بد نکنی دل، تن تو تن نتوان گفت
۸
جانی ست نهان زیر قبایی که تو داری
۹
افسوس بود جور تو بر هر دل و جانی
۱۰
من دانم و من، قدر جفایی که تو داری
۱۱
صد خرقه صوفی به خرابات گرد و کرد
۱۲
آن نرگس مخمور بلایی که تو داری
۱۳
رنجه مشو ای زاهد نیک، از پی من، زآنک
۱۴
دل باز نیاید به دعایی که تو داری
۱۵
خسرو به زبان توبه و در دل می و شاهد
۱۶
احسنت از این صدق و صفایی که تو داری

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.