Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۶۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
باری گر آمدی و نشد یار از آن تو
۲
اکنون بیا که یار بیکبار از آن تست
۳
چون دوست طالب تو بود ملک را چه قدر
۴
هرگه که ری بحکم تو شد خوار از آن تست
۵
در مکه گر قریش ترا قصد کرده اند
۶
یک شهر چون مدینه پرانصار از آن تست
۷
بسیار و اندکی که ترا بود اگر برفت
۸
هرچ آن ماست اندک و بسیار از آن تست
۹
گر بیش ازین غمی بدو غمخواره یی نبود
۱۰
زین پس غم آن دیگر و غمخوار از آن تست
۱۱
ای حضرت تو مجمع اوصاف نیکویی
۱۲
تو گلشنی و این همه ازهار از آن تست
۱۳
عالم بتو منور و گیتی مزین است
۱۴
ای آفتاب این همه انوار از آن تست
۱۵
گر بخت را ز خواب خلل گشت سرکران
۱۶
مژده ترا که دولت بیدار از آن تست
۱۷
با زلف همچو عنبر و لعل شکر فروش
۱۸
دکان خلق بسته و بازار از آن تست
۱۹
لطفیست مر ترا که ز عشاق دل برد
۲۰
با این متاع جمله خریدار از آن تست
۲۱
قندی همی خواهد دل رنجورم از لبت
۲۲
دارو مگیر باز که بیمار از آن تست
۲۳
زین دل که در تصرف مهر تو آمده است
۲۴
اندازه یی بکن که چه مقدار از آن تست
۲۵
بر قلب دشمنان زن و بشکن که بعد ازین
۲۶
ز اشعار سیف تیغ گهردار از آن تست
۲۷
از یار اگر چه دور شدی یار از آن تست
۲۸
وز کار اگر نفور شدی کار از آن تست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.