شمارهٔ ۱۶۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مه نکویی زروی او دارد
۲
شب سیاهی زموی او دارد
۳
خود بدین چشم چون توان دیدن
۴
آنچه از حسن روی او دارد
۵
از سر کوی او بکعبه مرو
۶
کعبه خانه بکوی او دارد
۷
گل ببستان جمال ازو گیرد
۸
مشک درنافه بوی او دارد
۹
نه تو تنهاش آرزومندی
۱۰
هرچه هست آرزوی او دارد
۱۱
ذره گر در هوا کند حرکت
۱۲
هوس جست و جوی او دارد
۱۳
ناله بلبل از پی گل نیست
۱۴
روز و شب گفت و گوی او دارد
۱۵
من بجان مایلم بدان عاشق
۱۶
که دلش میل سوی او دارد
۱۷
سیف از گریه خاک راتر کرد
۱۸
آبها سر بجوی او دارد