زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۲۸۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چو ماندم (من) زسلطان جهان دور
۲
بسان بلبلم از بوستان دور
۳
ازآن خورشید روی ماه پیکر
۴
بمانده چون زمین از آسمان دور
۵
بکام دشمنانیم از فراقت
۶
شها دیگر مباش از دوستان دور
۷
که شادی از دل بیمار ما هست
۸
چو صحت از مزاج ناتوان دور
۹
زرویت مجلس ما گلستان بود
۱۰
مبادا چون تو گل زین گلستان دور
۱۱
که باشم من چو از تو بازماندم
۱۲
چه باشد حال تن چون شد زجان دور
۱۳
من شیرین زبان زآن تلخ کامم
۱۴
که هستم زآن لب شکرفشان دور
۱۵
منم بی خسرو آن فرهاد محروم
۱۶
که دارد از لب شیرین دهان دور
۱۷
عنان در دست تقدیرست اگر نه
۱۸
بپای شوق نبود اصفهان دور
۱۹
بصورت گرچه از روی تو هستم
۲۰
چنان کز روی تو چشم بدان دور
۲۱
چو با یاد توام دایم بمعنی
۲۲
مرا گر عارفی از خود مدان دور
۲۳
اگر چه سیف فرغانی زتو هست
۲۴
بسان تشنه از آب روان دور
۲۵
چو سگ رو بر نگرداند ازین در
۲۶
بسنگش گر کنی زین آستان دور

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.