زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۲۹۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای دل ارزنده بعشقی منت جان برمگیر
۲
همچو مردان ترک کن دل را زجانان برمگیر
۳
عشق چون در دل بود جان و جهان را ترک کن
۴
آب حیوان زاد داری بهر ره نان بر مگیر
۵
گر نعیم هر دو عالم یا بی اندر آستین
۶
جمع کن در دامن ترک وبیفشان بر مگیر
۷
دوست گر از لعل خود حلوای رنگینت دهد
۸
دست را انگشت بشکن جز بدندان بر مگیر
۹
زمزم اندر جنب کعبه تا بسر پر بهر تست
۱۰
در رهش گر تشنه گردی آب حیوان برمگیر
۱۱
مرکب خاص است جان بر درگه سلطان عشق
۱۲
طوقش از گردن میفگن داغش ازران برمگیر
۱۳
توچو سلطانی بدولت کار سرهنگان مکن
۱۴
تو سلیمانی بر تبت بار دیوان برمگیر
۱۵
اندر آن میدان که بینی تیر باران بلا
۱۶
چون تو در جوشن گریزی تیغ مردان برمگیر
۱۷
با وجود نازپرور دلق درویشی مپوش
۱۸
بر سری کش تاج نبود چتر سلطان برمگیر
۱۹
تا برآن ماه خندان آب رو حاصل کنی
۲۰
هر شبی ازخاک کویش چشم گریان برمگیر
۲۱
پیر گشتی باده غفلت جوانانه منوش
۲۲
نیمه شهر صیام از ماه شعبان برمگیر
۲۳
ای توانگر ما گدایانیم اندر کوی تو
۲۴
خوان لطف خود زپیش ما گدایان برمگیر
۲۵
تا درین ره ذره یی ازمن مرا باقی بود
۲۶
سایه ازکار من ای خورشید تابان برمگیر
۲۷
سیف فرغانی چو در دستت فتد درج سخن
۲۸
مهر سلطانیست بروی جز بفرمان برمگیر
۲۹
خرمن مه را اگر گردون که واختر جوست
۳۰
تو برو بگذر چو باد ودانه یی زآن برمگیر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.