زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۰۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گرچه جان می دهم از آرزوی دیدارش
۲
جان نو داد بمن صورت معنی دارش
۳
بنگر آن دایره روی و برو نقطه خال
۴
دست تقدیر بصد لطف زده پرگارش
۵
بوستانیست که قدر شکر و گل بشکست
۶
ناردان لب و رخساره چون گلنارش
۷
ملک خسرو برود در هوس بندگیش
۸
آب شیرین ببرد لعل شکر گفتارش
۹
نقد جان رفت درین کار خریدارش را
۱۰
برو ای حسن و دگر تیز مکن بازارش
۱۱
از پی نصرت سلطان جمالش جمعست
۱۲
لشکر حسن بزیر علم دستارش
۱۳
تا غم تلخ گوارش نخوری یکچندی
۱۴
کام شیرین نکنی از لب شکربارش
۱۵
عشق دردیست که چون کرد کسی را بیمار
۱۶
گر بمیرد نخوهد صحت خود بیمارش
۱۷
لوح ما از قلم دوست نه آن نقش گرفت
۱۸
کآب بر وی گذرد محو کند آثارش
۱۹
آنچه داری بکف و آنچه نداری جز دوست
۲۰
گر نیاید مطلب ور برود بگذارش
۲۱
سیف فرغانی نزدیک همه زنده دلان
۲۲
مرده یی باشی اگر جان ندهی در کارش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.