زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۱۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چون برآمد آفتاب از مشرق پیراهنش
۲
ماه رقاصی کند چون ذره در پیرامنش
۳
از لباس بخت عریانم و گرنه کردمی
۴
دست در آغوش او بی زحمت پیراهنش
۵
دست بختم برفشاند آستین تا ساق عرش
۶
گر بگیرد پای او گردم بسر چون دامنش
۷
نرگس اندر بوستان رخساره او دید و گفت
۸
حال بلبل بین و با گل عمر ضایع کردنش
۹
راستی جز شربت وصلش مرا دارد زیان
۱۰
گر طبیبم احتما فرماید از غم خوردنش
۱۱
زآرزوی او همی خواهد که همچون ماهتاب
۱۲
افتد از بام فلک خورشید اندر روزنش
۱۳
وصل و هجر دوست می کوشند هریک تا کنند
۱۴
دست او در گردنم یا خون من در گردنش
۱۵
با قد و بالای آن مه سرو را ای باغبان
۱۶
یا بجای خویش بنشان یا ز بستان برکنش
۱۷
دامن دلهای ما پر خار انده کرد باز
۱۸
آنکه هر ساعت کند پیراهنی پر گل تنش
۱۹
گر ملامت گر نداند حال شبهای مرا
۲۰
زآفتاب روی او چون روز گردد روشنش
۲۱
سیف فرغانی بدو نامه نمی یارد نوشت
۲۲
ای صبا هر صبحدم می بر سلامی از منش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.