زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۲۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
منم امروز دور از مشرب خویش
۲
بسر پویان بسوی مطلب خویش
۳
بلعلت تشنه شد آب روانم
۴
رها کن تشنه را در مشرب خویش
۵
تو خورشیدی و من بی نور رویت
۶
چنین تا کی بروز آرم شب خویش
۷
ز شوق ار بر دهانت می نهم لب
۸
نه لعل تو همی بوسم لب خویش
۹
چنانم متحد با تو که در تو
۱۰
همی یابم حرارت از تب خویش
۱۱
تو با این حسن اگرچه دین نداری
۱۲
امام عصری اندر مذهب خویش
۱۳
ترا از دوستی خواهم که چون جان
۱۴
کنم پیراهنی از قالب خویش
۱۵
مرا خود از سر غفلت خبر نیست
۱۶
که دارم پای تو در جورب خویش
۱۷
غم تو قوت من شد کسبم اینست
۱۸
حلالی می خورم از مکسب خویش
۱۹
بیاو از رقیب خود میندیش
۲۰
فلک را نیست بیم از عقرب خویش
۲۱
من از درد تو ای درمان دلها
۲۲
بیارب آمدم از یارب خویش
۲۳
بدین طالع ندانم از که نالم
۲۴
ز ماه دوست یا از کوکب خویش
۲۵
درین ره سیف فرغانی فروماند
۲۶
چنین تا کی دواند مرکب خویش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.