زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۲۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سزد که صبر کنم بر فراق دلبر خویش
۲
ازآنکه وصلش ما را ندید در خور خویش
۳
بلطف خواندن از خدمتش ندارم چشم
۴
چو راضیم که نراند بعنفم از بر خویش
۵
بود بآب دهانش نیاز و خاک درش
۶
مرا برای لب خشک و دیده تر خویش
۷
مرا قلاده امید کرد در گردن
۸
زبس که همچو سگانم بداشت بر در خویش
۹
ز بهر بوسه پایش که دست می ندهد
۱۰
مرا بسی بسخن دفع کرد از سر خویش
۱۱
دهانم ار بلب او رسد چه غم باشد
۱۲
ازآنکه طوطی خود پرورد بشکر خویش
۱۳
دهد بنرخ سفال شکسته سیم درست
۱۴
کسی که سکه مهرش نگاشت بر زر خویش
۱۵
خبر نداشت ز خوبی خویش تا اکنون
۱۶
که شد بمیل من آگه ز حسن منظر خویش
۱۷
ببوستان شد و لایق ندید ریحان را
۱۸
بخادمی خط و زلف همچو عنبر خویش
۱۹
اگر فدای تو کردند هرکسی مالی
۲۰
بزر و سیم نمودند جمله جوهر خویش
۲۱
چو مال نیست مرا جان همی دهم بپذیر
۲۲
که شرمسارم ازین تحفه محقر خویش
۲۳
بسان سعدی راضی است سیف فرغانی
۲۴
گرش قبول کنی ور برانی از بر خویش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.