زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۲۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
من ز عشق تو رستم از غم خویش
۲
ور بمیرم گرفته ام کم خویش
۳
در درون خراب من بنگر
۴
لمن الملک بشنو از غم خویش
۵
زیر ابروت ماه رخسارت
۶
بدر دارد هلال در خم خویش
۷
کای تو در کار دیگران همه چشم
۸
نیک بنگر بکار درهم خویش
۹
بی من ار زنده ای بجان و بطبع
۱۰
تا نمیری بدار ماتم خویش
۱۱
ور سلیمان دیو خود باشی
۱۲
ای تو سلطان ملک عالم خویش
۱۳
همچو انگشت خود یدالله را
۱۴
یابی اندر میان خاتم خویش
۱۵
شمع ارواح مرده را چو مسیح
۱۶
زنده می کن چو آتش از دم خویش
۱۷
همت اندر طلب مقدم دار
۱۸
می رو اندر پی مقدم خویش
۱۹
هردم اندر سفر همی کن شاد
۲۰
عالمی را بفر مقدم خویش
۲۱
گر دلی خسته یابی از غم عشق
۲۲
رو از آن خسته جوی مرهم خویش
۲۳
دوست را گر نه ای تو نامحرم
۲۴
سر عشقش مگو بمحرم خویش
۲۵
سیف فرغانی اندرین پرده
۲۶
هیچ ازین تیزتر مکن بم خویش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.