زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۳۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای ترا هرگز نبوده یاری از یاران دریغ
۲
وصل خود را چند داری از طلب کاران دریغ
۳
غم فرستادی بجانم جان بدل ایثار کرد
۴
یار را هرگز نباشد راحت از یاران دریغ
۵
ما همه بیمار عشق و داروی ما وصل تست
۶
ظلم باشد داشتن دارو ز بیماران دریغ
۷
شمع وصلت کرده روشن روز چندین خفته را
۸
در شب تاریک هجرت مانده بیداران دریغ
۹
خشک شد بی آب وصلت کشت زار عیش ما
۱۰
تا بکی داری ز کشت خشک ما باران دریغ
۱۱
من باقبالی برین در دارم آبی ورنه داشت
۱۲
خاک این درگاه را دولت ز بسیاران دریغ
۱۳
هرکه بیند با رقیبان مر ترا گوید همی
۱۴
هستی ای گنج گهر در صحبت ماران دریغ
۱۵
یار زیبایی ولیکن انده یارانت نیست
۱۶
دلبری لیکن نداری خوی دلداران دریغ

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.