زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۷۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
باز بر لوح ضمیر از وصف روی دلبرم
۲
نقش معنی می نگارد خاطر صورت گرم
۳
ای بگرد کوی تو جان همچو حاجی در طواف
۴
در پناه عشق تو دل همچو کعبه در حرم
۵
گر ببالای تو ای عالی بتورایات حسن
۶
یک علم باشد مرا عالم بگیرد لشکرم
۷
ور چو عشاق تو کندر ره ز سر سازند پای
۸
یک قدم باشد مرا از هر دو عالم بگذرم
۹
عشق را می نوشم و غم می خورم، پاینده باد
۱۰
بر من این نعمت که هم می نوشم و هم می خورم
۱۱
زآب چشمم می بروید تخم انده در دلم
۱۲
زآتش دل می بجوشد دیگ سودا در سرم
۱۳
گر توانگر نیستم در ملک تو در کوی تو
۱۴
از گدایی آنچنان شادم که درویش از درم
۱۵
خاک کویت گشتم ار آبیم باشد بر درت
۱۶
پادشاهان چون گدایان نان بخواهند از درم
۱۷
هرچه هستم از همه عالم مرا نسبت بتست
۱۸
گر بخواری همچو خاکم ور بعزت چون زرم
۱۹
روی خوب تو که تابانست از وی نور حسن
۲۰
داد پیغام و مرا ارشاد فرمود از کرم
۲۱
سیف فرغانی اگر دیدار خواهی برگشا
۲۲
چشم معنی تا ببینی صورت جان پرورم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.