زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۷۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا نقش تو هست در ضمیرم
۲
نقش دگری کجا پذیرم
۳
آن هندوی چشم را غلامم
۴
وآن کافر زلف را اسیرم
۵
چشم تو بغمزه دلاویز
۶
مستیست که می زند بتیرم
۷
ای عشق مناسبت نگه دار
۸
او محتشم است و من فقیرم
۹
صد سال اگر بسوزم از عشق،
۱۰
واین خود صفتی است ناگزیرم،
۱۱
باشد چو چراغ حاصلم آن
۱۲
کآخر چو بسوختم بمیرم
۱۳
گر عشق بسوزدم عجب نیست
۱۴
کو آتش تیز و من حریرم
۱۵
شمعم که بعاقبت درین سوز
۱۶
هم کشته شوم اگر نمیرم
۱۷
در گوش نکردم از جوانی
۱۸
پندی که بداد عقل پیرم
۱۹
برخاسته ام بدان کزین پس
۲۰
«بنشینم و صبر پیش گیرم »
۲۱
دل زنده بعشق تست غم نیست
۲۲
گر من ز محبتت بمیرم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.