زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۷۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای غم تو روغن چراغ ضمیرم
۲
کم مکن ای دوست روغنم که بمیرم
۳
کز مدد روغن تو نور فرستد
۴
سوی فتیل زبان چراغ ضمیرم
۵
چون بهوای تو عشق زنده دلم کرد
۶
شمع مثال ار سرم برند نمیرم
۷
یوسف عهدی بحسن وگرچه چو یعقوب
۸
حزن فراق تو کرده بود ضریرم
۹
چون زپی مژده وصال روان شد
۱۰
از در مصر عنایت تو بشیرم
۱۱
از اثر بوی وصل چون دم عیسی
۱۲
نفحه پیراهن تو کرد بصیرم
۱۳
سوی تو رفتم چومه دقیقه دقیقه
۱۴
کرد شعاع رخ تو بدر منیرم
۱۵
سلسله درمن فگند حلقه زلفت
۱۶
همچو نگین کرد پای بسته بقیرم
۱۷
مست بدم گر سپاه حسن حشر کرد
۱۸
تاختن آورد و عشق برد اسیرم
۱۹
بر در شهر دلم نقاره زد وگفت
۲۰
کز پی سلطان حسن ملک بگیرم
۲۱
جان بدر دل برم چو اسب بنوبت
۲۲
چون ز رخ دوست شاه یافت سریرم
۲۳
خاتم دولت چو کرد عشق در انگشت
۲۴
من ز نگینش چو موم نقش پذیرم
۲۵
کس به جز از من نیافت عمر دوباره
۲۶
زآنکه جوان شد زعشق دولت پیرم
۲۷
از پی شاهان اگر چو زر بزنندم
۲۸
من به جز از سکه تو نام نگیرم
۲۹
من بسخن بانگ زاغ بودم واکنون
۳۰
خوشتر از آواز بلبلست صفیرم
۳۱
وز اثر قطره تبر عشق صدف وار
۳۲
حامل درند ماهیان غدیرم
۳۳
چون دلم از غش خود چو سیم صفا یافت
۳۴
با زر خالص برابرست شعیرم
۳۵
رقص کن اکنون که گرم گشت سماعم
۳۶
بزم بیارا که خمر گشت عصیرم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.