زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۸۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بروز وصل زهجران یار می ترسم
۲
اگر چه یافته ام گل زخار می ترسم
۳
درون قلعه مرا گرچه یار ودوست بسیست
۴
زدشمنان برون از حصار می ترسم
۵
چو روی دوست اگر چند حال من نیکوست
۶
ولی زچشم بد روزگار می ترسم
۷
چو باد فتنه برانگیخت گرد از هر سو
۸
برآن عزیز چو چشم از غبار می ترسم
۹
درین حدیقه که گل جا نکرد گرم درو
۱۰
زباد سرد برآن لاله زار می ترسم
۱۱
بقطع حبل تعلق که محکم افتادست
۱۲
زحکم مبرم پروردگار می ترسم
۱۳
هراس بنده زبازوی کام کار علیست
۱۴
گمان مبر که من از ذوالفقار می ترسم
۱۵
پیادکان حشم خود باسب می نرسند
۱۶
زرخش رستم چابک سوار می ترسم
۱۷
اگر چه رفت زمستان وشاخها گل کرد
۱۸
ولی زجارحه اندر بهار می ترسم
۱۹
چو بحر وموج ببینم چگونه باشد حال
۲۰
که من زکشتی دریا گذار می ترسم
۲۱
ببوسه از دهن دوست مهره تریاک
۲۲
بلب گرفته زدندان مار می ترسم
۲۳
از آنکه من غم او می خورم ندارم خوف
۲۴
ازین که غم نخورد غمگسار می ترسم
۲۵
درین میان زجدایی چو سیف فرغانی
۲۶
ورا گرفته ام اندر کنار می ترسم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.