زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۸۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای سعادت مددی کن که بدان یار رسم
۲
لطف کن تا من دل داده بدلدار رسم
۳
او زمن بنده باین دیده خون بار رسد
۴
من ازآن دوست بیاقوت شکربار رسم
۵
عندلیبم ز چمن دور زبانم بستست
۶
آن زمان در سخن آیم که بگلزار رسم
۷
تا بدان دوست رسم بگذرم از هر چه جزاوست
۸
بزنم بر سپه آنگه بسپهدار رسم
۹
نخوهم ملک دو عالم چو ببینم رویش
۱۰
جنتم یاد نیاید چو بدیدار رسم
۱۱
کس بدان یار برفتن نتوانست رسید
۱۲
برسانیدن آن یار بدان یار رسم
۱۳
گرچه نارفته بدان دوست نخواهی پیوست
۱۴
تا نگویی که بدان دوست برفتار رسم
۱۵
دوست پیغام فرستاد که در فرقت من
۱۶
صبر کن گرچه بسالی بتو یکبار رسم
۱۷
گفتمش کی بود آن بار؟ معین کن!گفت:
۱۸
من گلم وقت بهاران بسر خار رسم
۱۹
نعمت عشق مرا کز دگران کردم منع
۲۰
گرکنی شکر چو مردان بتو بسیار رسم
۲۱
توچو بیماری و، چون صحت راحت افزای
۲۲
رنج زایل کنم آنگه که ببیمار رسم
۲۳
از در باغ خودم میوه ده ای دوست که من
۲۴
نه چنان دست درازم که بدیوار رسم
۲۵
از درت گرچه گدایان بدرم واگردند
۲۶
چه شود گر من درویش بدینار رسم
۲۷
من برنگین سخنان ازتو نیابم بویی
۲۸
ور چه در گفتن طامات بعطار رسم
۲۹
سیف فرغانی در کار تویی مانع من
۳۰
پایم از دست بهل تا بسر کار رسم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.