زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۰۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بمهر و مه نگرم بی تو هر زمان چه کنم
۲
شکستم آرزوی خود باین و آن چه کنم
۳
درون پرده مرا چون نمی دهی راهی
۴
چو پرده بر در و چون در بر آستان چه کنم
۵
اگر میان تو و دل فتاد پیوندی
۶
کنون تو دانی و دل، من درین میان چه کنم
۷
حرام دارم جز غصه تو هر چه خورم
۸
گناه دانم جز کار تو هرآن چه کنم
۹
مرا هزار زبان باید ارنه معلومست
۱۰
که من بوصف جمالت بیک زبان چه کنم
۱۱
بصبر عشق تو گفتم بپوشم از اغیار
۱۲
چو رنگ روی بگوید، منش نهان چه کنم
۱۳
بترک شهر و وطن گفتم و توانستم
۱۴
بترک کوی تو گفتن نمی توان، چه کنم
۱۵
سزد اگر نکشد بی خاطرم ببهشت
۱۶
که عندلیبم و بی گل ببوستان چه کنم
۱۷
بهار آمد و مردم به گلستان رفتند
۱۸
مرا که روی تو باید بگلستان چه کنم
۱۹
اگر برای لبت جان فدا کنم شاید
۲۰
چو آن لب آب حیات منست جان چه کنم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.