زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۰۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بکوش تا بنشینیم یک نفس با هم
۲
تو ورهی تو،شیرینی و مگس باهم
۳
توآفتابی وما با تو چون شب وصبحیم
۴
که نیست صحبت ما غیر یک نفس با هم
۵
برآرد آتش غیرت زبانه چون بینم
۶
تو ورقیب ترا همچو آب وخس با هم
۷
تو مرغ زیرکی واین قدر نمی دانی
۸
که کبک وزاغ نزیبد بیک قفس با هم
۹
نه من اسیر هوای توم که خلق جهان
۱۰
شریک همدگرند اندرین هوس باهم
۱۱
اگرتو عاشقی ای دل بگو بترک مراد
۱۲
مراد وعشق بیک جاندید کس باهم
۱۳
بوصل ما بهم ار شوق را فتور بود
۱۴
بهجر راضیم این رشته گومرس باهم
۱۵
بآرزوی مجرد بساز در ره عشق
۱۶
که هر دو نیست مهیاودست رس باهم
۱۷
وجود خویش و وصال تو می خوهم لکن
۱۸
میسرم نشود این دو ملتمس باهم
۱۹
چگونه جمع شود عشق یار وهستی ما
۲۰
کجا بخانه برد دزد را عسس باهم
۲۱
جدا شواز خود درعشق سیف فرغانی
۲۲
که جمع می نشودطیب و نجس باهم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.