زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۱۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آن دوست که ما ازآن اوییم
۲
در زمره عاشقان اوییم
۳
این بخت نگر که جمله مردم
۴
آن خود وما ازآن اوییم
۵
وین دولت بین که از دو عالم
۶
آزاد چو بندگان اوییم
۷
گر مرده همه بدرد عشقیم
۸
ور زنده همه بجان اوییم
۹
او گلشن بلبلان عشقست
۱۰
ما بلبل گلستان اوییم
۱۱
ما کرده نشان خویشتن محو
۱۲
وندر طلب نشان اوییم
۱۳
ما همچو زبان بهر دهان در
۱۴
بهر لب بی دهان اوییم
۱۵
جبریل زما مگس نراند
۱۶
چون از مگسان خوان اوییم
۱۷
سلطان نبود چو ما توانگر
۱۸
اکنون که گدای نان اوییم
۱۹
شیران همه کاسه لیس مایند
۲۰
تاما سگ استخوان اوییم
۲۱
گرچه چو در ازپی گشایش
۲۲
پیوسته برآستان اوییم
۲۳
برما در این قفس گشادست
۲۴
تا بسته ریسمان اوییم
۲۵
ماراتو کسی مدان که چون سیف
۲۶
ما هیچ کسان کسان اوییم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.