زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۱۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ایا عشقت گرفته عالم جان
۲
غمت ریش دلست ومرهم جان
۳
تو شیرین لب همی دانی که مارا
۴
چه شور افگنده ای در عالم جان
۵
دل عشاق بردی وترا نیست
۶
غم ایشان چو ایشانرا غم جان
۷
غم اندر کوی عشقت همره دل
۸
دل اندر کار مهرت همدم جان
۹
زگوهرها که لعلت می فشاند
۱۰
نگین از عشق دارد خاتم جان
۱۱
برای عشق تو فرزند دل زاد
۱۲
زحوای تن و ازآدم جان
۱۳
زنفخ عشق تو هردم بزاید
۱۴
چو عیسی صد مسیح از مریم جان
۱۵
چو نفس از درد عشق تو بمیرد
۱۶
بباید داشت دل را ماتم جان
۱۷
بجز شوریده عشق تو نبود
۱۸
درون پرده تن محرم جان
۱۹
دلی کز عشق شد روشن نباشد
۲۰
برو پوشیده سر ملهم جان
۲۱
برای زایران کعبه دل
۲۲
برآوردیم آب از زمزم جان
۲۳
بیابم ملک وصلت گر بگیرم
۲۴
بسان سیف فرغانی کم جان

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.