زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۱۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
من از خدای جهان عمر میخوهم چندان
۲
که غنچه متبسم شود گل خندان
۳
هلال وارش اگر چه جمال کامل نیست
۴
ولی چو مه شودش ملک حسن صد چندان
۵
همی خوهم چو جهانیش آرزومندند
۶
که ایزدش برساند بآرزومندان
۷
بدو چگونه تواند رسید عاشق را
۸
بجد اهل طلب یا بصبر خرسندان
۹
ببذل زر نرسد کس بلعل دوست چنانک
۱۰
بریسمان نشود منتظم در دندان
۱۱
ایا بدولت آزادی از جهان گشته
۱۲
غلام بنده درگاه تو خداوندان
۱۳
نپرورد چو تو شیرین و گر درآمیزد
۱۴
بشهد مادر ایام شیر فرزندان
۱۵
غمت چگونه نگیرد حصار و قلعه دل
۱۶
که خصم دست گشاده است و شهر دربندان
۱۷
چو دوست سخت دل افتاد سیف فرغانی
۱۸
برو چو مطرقه می زن سری برین سندان

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.