زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۱۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای غمت همنشین بیداران
۲
درغمت مست گشته هشیاران
۳
غم تو نقد جان بنسیه وصل
۴
برده از کیسه خریداران
۵
چشم عیار پیشه تو بریخت
۶
بسر غمزه خون عیاران
۷
پیش چشمت که مستی همه زوست
۸
زده برسنگ شیشه خماران
۹
درسر زلف تو چو پای دلم
۱۰
چشم تو بسته دست طراران
۱۱
اندر اقلیم عشق تو بیم است
۱۲
ملک الموت را زبیماران
۱۳
چون گروهی بعشق جان دادند
۱۴
من چرا کم زنم زهمکاران
۱۵
جان دهم درغم تو و نبرم
۱۶
بقیامت خجالت از یاران
۱۷
شادمانم ازآنکه کشته شدند
۱۸
به ز من درغم تو بسیاران
۱۹
ناگزیرست عشق را محنت
۲۰
پاسبانند گنج را ماران
۲۱
هرکجا باد عشق تو بوزید
۲۲
زنده دل گردد آتش از باران
۲۳
بی طلب دیگری بتو نزدیک
۲۴
تو چرا دوری از طلب کاران
۲۵
دل بتو داد سیف فرغانی
۲۶
ای جگرگوشه جگر خواران

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.