زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۲۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از لطف وحسن یارم در جمع گل عذاران
۲
چون برگلست شبنم چون بر شکوفه باران
۳
در صحبت رقیبان هست آن نگار دایم
۴
شمعی بپیش کوران گنجی بدست ماران
۵
ای جمله بی تو غمگین چون عندلیب بی گل
۶
من ازغم تو شادم چون بلبل از بهاران
۷
در طبع من که هستم قربان روز وصلت
۸
خوشتر زماه عیدی در چشم روزه داران
۹
سر بر زمین نهاده پیش رخ تو شاهان
۱۰
برقع فگنده بر روی ازشرم تو نگاران
۱۱
هنگام باده خوردن از لعل شکرینت
۱۲
زآب حیات پرشد جام شراب خواران
۱۳
درخدمت تو شیرین همچون شراب وصلست
۱۴
این باده بتلخی همچون فراق یاران
۱۵
در دوستیت خلقی با من شدند دشمن
۱۶
رستم فرونماند از حرب خرسواران
۱۷
چون گل جهان گرفتی ای جان وناشکفته
۱۸
درگلشن جمالت یک غنچه از هزاران
۱۹
ای صد هزار مسکین امیدوار این در
۲۰
زنهار تا نبندی در بر امیدواران
۲۱
در روزگار عشقش با غم بساز ای دل
۲۲
کین غم جدا نگردد ازتو بروزگاران
۲۳
ای رفته واز فراقت مانند سیف شهری
۲۴
نالان چو دردمندان گریان چو سوگواران
۲۵
ای عقل در غم او یکدم مراچو سعدی
۲۶
(بگذار تا بگریم چون ابر نوبهاران)

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.