زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۲۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای کوی تو ز رویت بازار گل فروشان
۲
ما بلبلان مستیم از بهر گل خروشان
۳
بازار حسن داری دکان درو ملاحت
۴
وآن دو عقیق شیرین در وی شکرفروشان
۵
خون جگر نظر کن سودا پزان خود را
۶
با گوشت پاره دل در دیگ سینه جوشان
۷
خواهی که گرد کویت دیوانه سر نگردم
۸
چون رو بمن نمودی دیگر ز من مپوشان
۹
هرشب ز بار عشقت در گوشهای خلوت
۱۰
گردون فغان برآرد از ناله خموشان
۱۱
با محنتی که دارند از آشنایی تو
۱۲
بیگانگان شنودند آواز گفت و گوشان
۱۳
از جام وصلت ای جان هرگز بود که ما را
۱۴
مجلس بهم برآید ز افغان باده نوشان
۱۵
چون سیف بر در تو بی کار مزد یابد
۱۶
محروم نبود آن کو در کار بود کوشان
۱۷
تا کی کند چو گاوان در ما زبان درازی
۱۸
کوته نظر که دارد طبع درازگوشان

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.