زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۳۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای دل ار جانان خوهی جان ترک کن
۲
یک جهت شو ملک دو جهان ترک کن
۳
جان دهی جانان ترا حاصل شود
۴
گر دلت جانان خوهد جان ترک کن
۵
اندرین ره هرچه بینی غیر دوست
۶
جمله کفرست ای مسلمان ترک کن
۷
دوست خواهی ملک دنیا گو مباش
۸
یوسف آمد بیت احزان ترک کن
۹
شد عزیز مصر، یوسف را بگوی:
۱۰
ملک خواهی راند زندان ترک کن
۱۱
هرچه موری را بیازارد زتو
۱۲
گر بود ملک سلیمان ترک کن
۱۳
هرچه با آن مر ترا سرخوش بود
۱۴
پای بر فرقش نه وآن ترک کن
۱۵
تا سرت باشد گریبان بایدت
۱۶
سر بنه وآنگه گریبان ترک کن
۱۷
تا لب شیرین او شیرت دهد
۱۸
طفل این ره مباش ودندان ترک کن
۱۹
تشنه بر خاک در جانان بمیر
۲۰
ور بگوید آب حیوان ترک کن
۲۱
سیف فرغانی گرت دشوار نیست
۲۲
هرچه غیر اوست آسان ترک کن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.