زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۴۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بپوش آن رخ و دلربایی مکن
۲
دگر با کسی آشنایی مکن
۳
بچشم سیه خون مردم مریز
۴
بروی چو مه دلربایی مکن
۵
ز من پند بنیوش و دیگر چو شمع
۶
بهر مجلسی روشنایی مکن
۷
مرو از بر ما و گر می روی
۸
دگر عزم رفتن چو آیی مکن
۹
با مثال من بعد ازین التفات
۱۰
بسگ روی نان می نمایی مکن
۱۱
سخن آتشی می فروزی، مگوی
۱۲
نظر فتنه یی می فزایی، مکن
۱۳
مرا غمزه تو بصد رمز گفت
۱۴
تو نیز ای فلان، بی وفایی مکن
۱۵
بچشمی که کردی بما یک نظر
۱۶
بدیگر کس ار آن نمایی، مکن
۱۷
چو شمع فلک نور از آن روی تافت
۱۸
تو روشن دلی تیره رایی مکن
۱۹
گر او را خوهی ترک عالم بگوی
۲۰
تو سلطان وقتی گدایی مکن
۲۱
محبت وفاقست مر دوست را
۲۲
خلافی بطبع مرایی مکن
۲۳
چو معشوق رندست و می می خورد
۲۴
اگر عاشقی پارسایی مکن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.