زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۴۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای لب لعلت شکرستان من
۲
وی دهنت چشمه حیوان من
۳
تا سر زلف تو ندیدم دگر
۴
جمع نشد حال پریشان من
۵
درد فراق تو هلاکم کند
۶
گر نکند وصل تو درمان من
۷
بی لب خندان تو دایم چوآب
۸
خون چکد از دیده گریان من
۹
هست بلای دل من حسن تو
۱۰
باد فدای تن تو جان من
۱۱
من تنم ومهر تو جان منست
۱۲
من شبم و تو مه تابان من
۱۳
جز تو در آفاق مرا هیچ نیست
۱۴
ای همه آن تو و تو آن من
۱۵
گر بفراقم بکشی راضیم
۱۶
هم نکنی کار بفرمان من
۱۷
گرچه فغان می نکنم آشکار
۱۸
الحذر از ناله پنهان من
۱۹
ناله چو بلبل کنم از شوق تو
۲۰
ای رخ خوب تو گلستان من
۲۱
سیف همی گوید تو یوسفی
۲۲
بی تو جهان کلبه احزان من

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.