زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۵۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
کجایی ای سر کوی تو از جهان بیرون
۲
زمین راه تو از زیر آسمان بیرون
۳
گدای کوی ترا پایه از فلک بر تر
۴
همای عشق ترا سایه از جهان بیرون
۵
کسی که پای نهد در ره تو از سر صدق
۶
چو لا مکان قدمش باشد از مکان بیرون
۷
مراست عشق تو روشن نگردد آنکس را
۸
که او ز دل نکند دوستی جان بیرون
۹
غمت برون رود از دل اگر توان کردن
۱۰
تری زآب جدا ونمک زنان بیرون
۱۱
زبحر عشق تو دل صد هزار موج بخورد
۱۲
هنوز می کند از تشنگی زبان بیرون
۱۳
بشر زآدم وعشاق زاده از عشقند
۱۴
از آسمان بدر آیند اختران بیرون
۱۵
یقین شناس که عشقست راه تا برود
۱۶
دل فراخ تو از تنگی گمان بیرون
۱۷
زجان نشانه خوهد این سخن که از دل راست
۱۸
چو تیر می رود از خانه کمان بیرون
۱۹
ایا رونده صاحب درون گر از دل خود
۲۰
کنی غم دو جهان را یکان یکان بیرون
۲۱
چو رسم هستی تو محو گشت آن جان را
۲۲
اگر بجویند از خود مده نشان بیرون
۲۳
بیمن عشق چو از خویشتن برون رفتی
۲۴
دگر ز خویشتن آن دوست را مدان بیرون
۲۵
اگر چه مردم با تو برادران باشند
۲۶
تو کنج خانه گزین جمله را بمان بیرون
۲۷
ازین مقام خطرناک سیف فرغانی
۲۸
زهمت اسب کن وبرنشین بران بیرون

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.