زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۵۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چو هیچ می نکنی التفات با ما تو
۲
چه فایده است درین التفات ما با تو
۳
برای چیست تکاپوی من بهر طرفی
۴
چو در میانه مسافت همین منم تا تو
۵
ز بس که خلعت عشق تو جان من پوشید
۶
خیالم است که در جامه این منم یا تو
۷
بچشم معنی چندانکه باز می نگرم
۸
ز روی نسبت ما قطره ایم و دریا تو
۹
پس این تویی و منی در میانه چندانست
۱۰
که قطره بحر ببیند تو ما شوی ما تو
۱۱
ترا ببردن دلهای خلق معجزه ییست
۱۲
که دلبران همه سحرند و دست بیضا تو
۱۳
اجل بکشتن من قصد داشت، عشقت گفت
۱۴
که این وظیفه از آن منست فرما تو
۱۵
شب وصال دهان بر لبم نهادی و گفت
۱۶
منم بلب شکر و طوطی شکر خا تو
۱۷
بدانکه هست ترا با دهان من نسبت
۱۸
که در جهان بسخن می شوی هویدا تو
۱۹
فدا کند پس ازین جان و دل بدست آرد
۲۰
چو دید بنده که در دل همی کنی جا تو
۲۱
ز فرقت تو چو مرده است سیف فرغانی
۲۲
توی بوصل خود این مرده را مسیحا تو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.