زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۶۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
کسی کو عشق بازد بارخ تو
۲
کند جان طرح با زیبا رخ تو
۳
سر خود بر بساط عشقت ای شاه
۴
ببازم تا بمانم با رخ تو
۵
بساط نظم گستردم دگربار
۶
براندم اسب فکرت با رخ تو
۷
چو دیدم عقل و جان ودل سه بازیست
۸
که یک یک می برد ازما رخ تو
۹
درین بازی که من افتادم این بار
۱۰
ندانم من بمانم یا رخ تو
۱۱
اگر چه هر دو عالم برده تست
۱۲
نماند هیچ کس الا رخ تو
۱۳
بساط ملک بستانم زشاهان
۱۴
اگر با من بود تنها رخ تو
۱۵
پس هر پرده همچون درنشستم
۱۶
ولی نگشود در برما رخ تو
۱۷
نظر در خود کنم باشد که روزی
۱۸
ازین پرده شود پیدا رخ تو
۱۹
من وتو درجهان عشق وحسنیم
۲۰
من اینجا شاهم وآنجا رخ تو
۲۱
چوسیف امروز عاشق نیست با تو
۲۲
ازو پنهان بود فردا رخ تو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.