زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۶۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شرم دارد آفتاب ازروی تو
۲
ماه نو در حسرت از ابروی تو
۳
بشکند مشاطگان نطق را
۴
شانه و صافی اندر موی تو
۵
هرکجا رنگیست بویی می برم
۶
گرچه هر رنگی ندارد بوی تو
۷
من بدم ماه تمام، اکنون شدم
۸
چون هلال ازآفتاب روی تو
۹
عیب خود بیند کنون کآیینه ساخت
۱۰
روی خورشید از رخ نیکوی تو
۱۱
تانگردانید روی از سوی خود
۱۲
هیچ عاشق ره ندامد سوی تو
۱۳
آیینه تا پشت بر عالم نکرد
۱۴
یک نفس ننشت روباروی تو
۱۵
سیف فرغانی نیابد در جهان
۱۶
همنشینی به زخاک کوی تو
۱۷
خاک زد در چشم سحر سامری
۱۸
معجزات نرگس جادوی تو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.