زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۶۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای زمان همچون مکان گشته حجاب روی تو
۲
نور روی آفتاب از آفتاب روی تو
۳
پرتوی از تو ندیده پیه خام چشم من
۴
وین دل بریان همی سوزد ز تاب روی تو
۵
هر شبی بر خاک ریزم آب چشمی همچو شمع
۶
کآتشی در من فتاد از التهاب روی تو
۷
روی تو دعوی خوبی کرد شد شمشیر کند
۸
آفتاب تیغ زن را در جواب روی تو
۹
چهره خورشید کاندر گلشن گردون گلست
۱۰
یافت همچون میوه رنگ از ماهتاب روی تو
۱۱
ای جمال تو جهان آرای در دلهای ما
۱۲
از چه محبوبست حسن؟ از انتساب روی تو
۱۳
هر شبی خورشید زرگر آن ترازودار فیض
۱۴
می دهد مه را زکاتی از نصاب روی تو
۱۵
همچو مشک و عنبر از بهر مشام اهل خلد
۱۶
خاک فردوسست خوش بوی از گلاب روی تو
۱۷
در مدارس رفتم و کردم نظر در باب علم
۱۸
آن همه فصلیست بیرون از کتاب روی تو
۱۹
در فصول هر کتابی فکر کردم سطر سطر
۲۰
نیست اندر هیچ خط حرفی ز باب روی تو
۲۱
سیف فرغانی بشعر اوصاف رویت گفت لیک
۲۲
گر چه تر باشد ازو نفزاید آب روی تو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.