زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۶۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای زماه ومهر برده گوی دعوی روی تو
۲
صورت خورشید ومه را هست معنی روی تو
۳
گر هزاران آفتاب ومه بود در آسمان
۴
من نپندارم زمین روشن شود بی روی تو
۵
ذرها خورشید گردند ار در ایشان بنگرد
۶
آفتاب آسمان حسن، یعنی روی تو
۷
گر بکاری در بباید مرد، باری کار عشق
۸
ور برویی دل ببایدداد، باری روی تو
۹
درمیان عاشقان شیداترازمجنون شدی
۱۰
گر بدیدی همچو من ناگاه لیلی روی تو
۱۱
عاشق ازخودرفت چون در داد حسنت جام عشق
۱۲
کوه از جا شد چوآمد در تجلی روی تو
۱۳
زاهدان حور و قصور و عابدان حلوا و مرغ
۱۴
آرزو دارند و، عاشق را تمنی روی تو
۱۵
تا حجاب هستی ماپرده باشد درمیان
۱۶
نی قفای خویشتن بیند کسی نی روی تو
۱۷
همچو(کافر) ترک باید کرددین درراه عشق
۱۸
گربترک دین دهد ای دوست فتوی روی تو
۱۹
دل زهرچیزی که بگشایدو زو جان خوش شود
۲۰
چشم عاشق بست وگفت اینست تقوی روی تو
۲۱
جنت دیدار دارد سیف فرغانی بنقد
۲۲
گر میسر گرددش در ملک دنیاروی تو
۲۳
روی تو فردوس اعلی را طراوت می دهد
۲۴
ای نهان از دیده اصحاب دعوی روی تو
۲۵
در شگفتم تا چو سعدی عارفی چون گویدت
۲۶
کای طراوت برده از فردوس اعلی روی تو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.