زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۸۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای همچو من بسی را عشق تو زار کشته
۲
وین دل بتیغ هجرت شد چند بار کشته
۳
تو بی نیاز و هریک از عاشقان رویت
۴
درکارگاه دنیا خود را زکار کشته
۵
پیش یزید قهرت همچون حسین دیدم
۶
در کربلای شوقت چندین هزار کشته
۷
بر بوی جام وصلت دیدیم جان ودل را
۸
این مست شوق گشته وآن را خمار کشته
۹
آهوی چشم مستت باغمزه چو ناوک
۱۰
شیران صف شکن را اندر شکار کشته
۱۱
در روزگار حسنت من عالمی زعشقم
۱۲
وصل تو عالمی را در انتظار کشته
۱۳
در دست تو دل من چندین چه کار دارد
۱۴
کانگشت تو نیارد اندر شمار کشته
۱۵
هرگز بود که خود را بینم چو سیف روزی
۱۶
برآستان کویت افتاده زار کشته
۱۷
ترکان غمزه تو کشتند عاشقانرا
۱۸
آری بدیع نبود درکار زار کشته

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.