زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۸۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
زهی صیت حسن تو عالم گرفته
۲
زبار غمت پشت جان خم گرفته
۳
بپروانه شعله شمع رویت
۴
چو خورشید اطراف عالم گرفته
۵
زانفاس عیسی عشق تو هر دم
۶
دل مرده روحی چو مریم گرفته
۷
دل خسته من ز نیش غم تو
۸
جراحت بخود همچو مرهم گرفته
۹
به شمشیر غم عشق نامهربانت
۱۰
مرا ریخته خون و ماتم گرفته
۱۱
زسوز دل بنده و آب چشمش
۱۲
ثریا حرارت ثری نم گرفته
۱۳
هم از فضله روی شوی جمالت
۱۴
صبا روی گل را بشبنم گرفته
۱۵
چو پوشیده جان جامه قالب آن دم
۱۶
غم تو گریبان آدم گرفته
۱۷
بیک چنگل جذبه شهباز عشقت
۱۸
بسی مرغ چون پورادهم گرفته
۱۹
ز روز و ز شب گرمدد بازگیری
۲۰
مه وخور شود هر دو با هم گرفته
۲۱
عجب نبود ارتا قیامت بماند
۲۲
افق را دهان صبح را دم گرفته
۲۳
بشادی دل سیف فرغانی ای جان
۲۴
بتو داده جان در عوض غم گرفته
۲۵
سکندر ممالک بلشکر گشوده
۲۶
سلیمان ولایت بخاتم گرفته

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.