زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۸۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بدیدم بر در یار ایستاده
۲
چو من بودند بسیار ایستاده
۳
بسوز سینه وآب دیده چون شمع
۴
بشب در خدمت یار ایستاده
۵
برآن نقطه که در مرکز نگنجد
۶
بسر مانند پرگار ایستاده
۷
بگرد دوست سربازان عاشق
۸
چوگرداگرد (گل) خار ایستاده
۹
زمین وار ار چه بنشینند از سیر
۱۰
نباشند آسمان وار ایستاده
۱۱
نشسته چنگ بر زانوی مطرب
۱۲
زبهر ناله اوتار ایستاده
۱۳
ازآن آرام جان یک درد دل را
۱۴
بجان چندین خریدار ایستاده
۱۵
محبت کار صعبست وجز ایشان
۱۶
ندیدم بهر این کار ایستاده
۱۷
بصحرای قیامت در توان دید
۱۸
همه مردم بیکبار ایستاده
۱۹
ایا درکوی تو چون من گدایی
۲۰
چو بلبل بهر گلزار ایستاده
۲۱
غم عشقت چنین ازپا درافگند
۲۲
مرا وچون تو غمخوار ایستاده
۲۳
مهاجر را خصم اندیشه نبود
۲۴
بیاری کردن انصار ایستاده
۲۵
سر گردون بزیر پای دارد
۲۶
خرم در تحت این بار ایستاده
۲۷
ورای سیف فرغانی گدایی
۲۸
برین در نیست دیار ایستاده

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.