زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۵۱۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دوست جز دل نمی پذیرد جای
۲
در دل بر کسی دگر مگشای
۳
دوست را هیچ جانخواهی یافت
۴
تا ترا در دو کون باشد جای
۵
در آن دوست را که کلید تویی
۶
تا درآیی زخویشتن بدرآی
۷
برسرکوی آن توانگر حسن
۸
سیر از هر دوعالمست گدای
۹
ازپی نان اگر سخن گوید
۱۰
همچو لقمه زبان خویش بخای
۱۱
ملک دنیا به اهل دنیا ده
۱۲
کاه تسلیم کن بکاه ربای
۱۳
دست همت برآور ای درویش
۱۴
خویشتن را ازین وآن بربای
۱۵
هرکه از دام غیر دانه بخورد
۱۶
مرغ اوراست بیضه گوهر زای
۱۷
تیره از زنگ حب جان ماندست
۱۸
دل که آیینه ییست دوست نمای
۱۹
جانت گر در سماع خوش گردد
۲۰
چون شکر درنی ودم اندر نای
۲۱
از سر وجد دست برهم زن
۲۲
زود بر فرق آسمان نه پای
۲۳
حال خود را ز چشم خلق بپوش
۲۴
گنج داری بمفلسان منمای
۲۵
دست در کار کن که از سر مویی
۲۶
نگشاید گره بناخن پای
۲۷
هرکه بر خود در مراد ببست
۲۸
دست او شد کلید هر دو سرای
۲۹
کم سخن باش سیف فرغانی
۳۰
وربگویی برین سخن مفزای

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.