زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۵۱۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای سازگار با همه با من نساختی
۲
با دوستدار خویش چو دشمن نساختی
۳
تو همچو جان لطیفی و من همچو تن کثیف
۴
ای جان ترا چه بود که با تن نساختی
۵
ای از زبان چرب سخن گفته همچو آب
۶
با آب شعر بنده چو روغن نساختی
۷
بیتی نگفتم از پی سوز وصال تو
۸
کآن را بهجر نوحه و شیون نساختی
۹
عاشق بسی بکشتی و خونش نهان بماند
۱۰
خوشه بسی درودی و خرمن نساختی
۱۱
هرگز نتافتی چو مه اندر شب کسی
۱۲
کش همچو روز از آن رخ روشن نساختی
۱۳
ای معدن گهر نگذشتی بهیچ جای
۱۴
تا خاک آن چو گوهر معدن نساختی
۱۵
در هیچ بقعه یی نشدی کآن مقام را
۱۶
میمون بسان وادی ایمن نساختی
۱۷
این گردن و سر از پی تیغ تو داشت سیف
۱۸
لیکن چو تیغ با سر و گردن نساختی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.