زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۵۱۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای رفته دور از برما چون نیامدی
۲
دیگر بدین جناب همایون نیامدی
۳
عاشق مدام قربت معشوق خود خوهد
۴
گر عاشق منی بر من چون نیامدی
۵
نفست روا نداشت که آید بکوی ما
۶
گاوت کشش نکرد چو گردون نیامدی
۷
عشاق خیمه جمله بصحرای جان زدند
۸
ای شهر بند تن تو بهامون نیامدی
۹
غیر ترا چو دیو بلاحول را ندیم
۱۰
تو چون پری ترقیه وافسون نیامدی
۱۱
لیلی ملاحت از درما کسب کرده بود
۱۲
زین حسن غافلی که چو مجنون نیامدی
۱۳
چون بیضه مرغ تربیت ماترا بسی
۱۴
بگرفت زیر بال وتو بیرون نیامدی
۱۵
مانند زرترا بترازوی امتحان
۱۶
بسیار بر کشیدم و افزون نیامدی
۱۷
در کوی عشق اگر تو گدایی کنی منال
۱۸
کاینجا تو باخزینه قارون نیامدی
۱۹
گر کفش تو دریده (شود) در رهش مرنج
۲۰
کاینجا تو با درفش فریدون نیامدی
۲۱
جانی که هست داده اودان، ازآنکه تو
۲۲
سیراب بر کناره جیحون نیامدی
۲۳
من چون خجل شدم کرمش گفت سالهاست
۲۴
تا تو مقیم این دری اکنون نیامدی
۲۵
صباغ طبعت از خم تلبیس خویش سیف
۲۶
بسیار رنگ داد و دگرگون نیامدی
۲۷
ای شعر بهر نظم تو جز در صفات دوست
۲۸
بسیار فکر کردم و موزون نیامدی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.