زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۵۴۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در حضرت تو کآنجاسلطان کند غلامی
۲
عشقت بداد مارا جامی بدوست کامی
۳
در سایه مانده بودم چون میوه نارسیده
۴
خورشید عشقت آمد ازمن ببرد خامی
۵
از عشق قید کردم بر پای دل که چون خر
۶
بیرون راه می شد اسبم زبی لگامی
۷
پای غم تو بوسم چون کرد دست حکمش
۸
مر سر کش هوا را منع ازفراخ گامی
۹
وصف جمال رویت می گویم و نگوید
۱۰
کس وصف حال خسرو شیرین تر از نظامی
۱۱
در پیش صف خوبان از دلبری بیفگند
۱۲
محراب ابروی تو سجاده امامی
۱۳
آنجا که خوب رویان از زر برند سکه
۱۴
تو زآن عقیق رنگین همچون نگین بنامی
۱۵
اندام همچو آبت در جامه منقش
۱۶
چون باده مروق اندر زجاج شامی
۱۷
دارم بشعر شیرین ازتو امید بوسه
۱۸
شکر خورد همیشه طوطی بخوش کلامی
۱۹
یاری شکار من شد با این دل شکسته
۲۰
کردم بزرگ صیدی با این دریده دامی
۲۱
آن دلستان دل من با من دهد دگر ره
۲۲
گرآنچه برده باشد باز آورد حرامی
۲۳
نتوان بعمر ناقص این غصه شرح دادن
۲۴
زیرا بمرگ باشد این قصه راتمامی
۲۵
هر کین غزل بخواند داند که من چو سعدی
۲۶
وقتی فقیه بودم و امروز رند و عامی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.