زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۵۴۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ماه سعادتم را باشد شب تمامی
۲
با تو گرم ببیند دشمن بدوستکامی
۳
هر آفتاب زردم ز آن روی شاد گردان
۴
کین روزه دار غم را تو چون نماز شامی
۵
از چنگ باز عشقت چون کبک کوه گیرد
۶
طاوست ار ببیند وقتی که می خرامی
۷
محروم کرد ایام از خدمت تو مارا
۸
هجران زشاخ برکند آن میوه رابخامی
۹
خال ترا چو دیدم بازلف تو بگفتم
۱۰
چون صید درنیفتد کین دانه راتو دامی
۱۱
دل شد زخمر عشقت رسوا بنیم جرعه
۱۲
ننهفت حال خود را مست از رقیق جامی
۱۳
با عشق تو دل من از دشمنست ایمن
۱۴
هرچ آن حلال باشد نستاندش حرامی
۱۵
از وصف حسن آن مه گر عاقلی حذر کن
۱۶
کاینجا ز ذکر لیلی مجنون شود نظامی
۱۷
با عاشقان عارف ازجام لاابالی
۱۸
خوردم شراب و رستم از ننگ نیکنامی
۱۹
ترک ادب کن ای دل زیرا که دست ندهد
۲۰
از خواندن مصادر این پایگاه سامی
۲۱
جز مدح دوست ای سیف از تو چه خدمت آید
۲۲
در حضرتی که آنجا سلطان کند غلامی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.